ارامنه آبادان؛ همسایگی مسجد و کلیسا

صبا شهسواری، شهروند خبرنگار، آبادان- «آبادان»، شهر بندری زیبا که روزی جزء مدرن‌ترین شهرهای ایران بوده است، تاریخ کهن و پرفراز و نشیبی دارد. «خاراکس اسپاسینو» نخستین نامی است که به این شهر نسبت داده شد و این نام به دلیل فرمانروایی سلسله سلوکیان بر روی این شهر گذاشته شد. «پرات»، «وهمن اردشیر» و «آپولونیاتیس» نام‌های پیش از اسلام این شهر هستند و «عبادان» هم نامی است که پس از ورود اسلام بر آن نهاده شد.

آبادان یکی از شهرهایی است که مردم آن از گذشته‌های دور با آغوش باز پذیرای ادیان گوناگون بوده‌اند و از این رو این شهر از دیرباز مهد مذاهب و ادیان مختلف بوده است. وجود مساجدی مانند مسجد «رنگونی‌ها»، کلیسای ارامنه «گاراپت مقدس» و معابد و حسینیه‌ها حاکی از این مطلب است که پذیرش مردم آبادان نسبت به ادیان دیگر بسیار زیاد بوده و اقوام مختلف به راحتی در آن سکنی گزیده‌اند.

ارامنه مهاجر از جمله این اقوام بودند. در واقع شاید می‌توان گفت که آبادان تنها نقطه‌ای در ایران است که در آن مسجد و کلیسا همسایه هستند. شاید نام کلیسای «گاراپت مقدس» که یکی از جاذبه‌های شناخته شده آبادان است، برای بسیاری آشنا باشد؛ اما آرامگاه تاریخی ارامنه در آبادان کمتر آشنا و معروف است.

ارامنه‌ای که در آبادان سکنی گزیدند، در دوره شاه عباس صفوی به آبادان آمدند و این‌طور که از شواهد برمی‌آید، آن‌ها گروهی از ارامنه هستند که برای فرار از کشتار و قتل عام عثمانی‌ها وارد ایران شدند و در شهرهایی مانند اهواز، اصفهان، تبریز، همدان، تهران و آبادان سکونت کردند.

در واقع آبادان جایی بود که ظرفیت پذیرش مهاجران از اقصی‌ نقاط دنیا را داشت و توانست این همزیستی مسالمت‌آمیز ادیان و مذاهب گوناگون را به زیباترین شکل به تصویر بکشد. این شهر با آغوش باز، فرهنگ‌های مختلفی را پذیرا شد. فرهنگ‌هایی که همراه خود آداب و سنن و دین خود را نیز به همراه آورده و با امنیت خاطر به عبادت دین خود پرداختند.

نمونه بسیار واضح و روشن این امر، همسایگی کلیسای ارامنه با یک مسجد است؛ اما در گوشه‌ای از این شهر مکانی وجود دارد که ارامنه در آن برای همیشه به خواب رفته‌اند.

 

این آرامگاه که حالا اصلا حال و روز خوشی ندارد، در منطقه «شطیط» و در جنوب شرقی آبادان، بالاتر از اروندکنار، در نزدیکی «تانک فارم» چسبیده به بلوار عیسی‌زاده قرار دارد. این آرامگاه در حدود هزار و پانصد متر مربع مساحت دارد و در ابتدا حدود ۳۲۰ مقبره در آن وجود داشته، که حالا تعدادی زیادی از آن‌ها با تخریب و سرقت مواجه شده‌اند.

بیشتر قبرها از جنس سیمان هستند و نام اهل قبور با خط ارمنی روی سنگ قبرها حک شده است؛ اما انتشار شایعه‌ای میان مردم محلی مبنی بر وجود آثار عتیقه و تاریخی درون قبرها، باعث هجوم دزدها و تخریب شدید بسیاری از این گورهای تاریخی و مقبره‌های‌ آن‌ها شده است.

بررسی بقایای یادمان‌های این آرامگاه نشان می‌دهد که بعد از سال ۱۳۶۰ دیگر کسی در این قبرستان دفن نشده است. این آرامگاه در حدود سال ۱۹۳۰ میلادی احداث شده است، که ظاهرا پس از پایان جنگ جهانی تعدادی از ارامنه دور این قبرستان دیوار کشیده و در و اتاقکی برای آن می‌سازند.

قدیمی‌ترین قبری که در این آرامگاه دیده می‌شود، تاریخ سال ۱۹۲۷ را نشان می‌دهد و مشخص نیست که چرا سال ۱۹۵۷ بیشترین تعداد فوت‌شدگان را به خود اختصاص داده است. در آرامگاه ارامنه چندین قبر متعلق به خارجی‌ها نیز دیده می‌شود. با این که بیشتر نوشته‌ها و یادمان‌ها به زبان ارمنی حک شده‌اند، یادمان‌هایی به زبان انگلیسی و عبری نیز در میان آن‌ها دیده می‌شود.

این آرامگاه سال‌هاست که همچون خفتگانی که در آن به خواب ابدی فرو رفته‌اند، در سکوت عمیقی فرو رفته است. متاسفانه حالا آرامگاه تاریخی ارامنه آبادان به خرابه‌ای وحشتناک تبدیل شده و مردم محلی می‌گویند قاچاقچی‌ها واقعا عتیقه‌های زیادی را از اینجا به سرقت برده‌اند.

این آرامگاه تا چند سال قبل با داشتن نگهبانی تحت حفاظت بوده، اما حالا با توجه به تکرار دزدی‌ها و درگیری‌های گاه‌وبیگاه قاچاقچی‌ها که پلیس هم از دخالت در آن سر باز می‌زند، به ویرانه‌ای تبدیل شده و متاسفانه وزارت میراث فرهنگی و گردشگری هم هیچ نظارتی ندارد.

از سوی دیگر مهاجرت شهروندان ارمنی از آبادان به شهرهای دیگر یا کشورهای دیگر هم باعث شده که اداره میراث فرهنگی آبادان از رسیدگی به این آرامگاه تاریخی و بازسازی و نگهداری آن منصرف شود.

از آبادان و آرامگاه ارامنه گفتیم، اما این شهر زیبا دیدنی‌های زیادی را هم در خود جای داده است که موزه آبادان، کلیسای گاراپت مقدس، مسجد رنگونی‌ها، موزه نفت، بازار ته‌لنجی‌ها، پل‌کابلی، روخانه اروندرود، بهمنشیر و نخلستان‌های زیبای آبادان از آن جمله هستند.

ارامنه مهاجر از جمله این اقوام بودند. در واقع شاید می‌توان گفت که آبادان تنها نقطه‌ای در ایران است که در آن مسجد و کلیسا همسایه هستند. شاید نام کلیسای «گاراپت مقدس» که یکی از جاذبه‌های شناخته شده آبادان است، برای بسیاری آشنا باشد؛ اما آرامگاه تاریخی ارامنه در آبادان کمتر آشنا و معروف است.

ارامنه‌ای که در آبادان سکنی گزیدند، در دوره شاه عباس صفوی به آبادان آمدند و این‌طور که از شواهد برمی‌آید، آن‌ها گروهی از ارامنه هستند که برای فرار از کشتار و قتل عام عثمانی‌ها وارد ایران شدند و در شهرهایی مانند اهواز، اصفهان، تبریز، همدان، تهران و آبادان سکونت کردند.

در واقع آبادان جایی بود که ظرفیت پذیرش مهاجران از اقصی‌ نقاط دنیا را داشت و توانست این همزیستی مسالمت‌آمیز ادیان و مذاهب گوناگون را به زیباترین شکل به تصویر بکشد. این شهر با آغوش باز، فرهنگ‌های مختلفی را پذیرا شد. فرهنگ‌هایی که همراه خود آداب و سنن و دین خود را نیز به همراه آورده و با امنیت خاطر به عبادت دین خود پرداختند.

نمونه بسیار واضح و روشن این امر، همسایگی کلیسای ارامنه با یک مسجد است؛ اما در گوشه‌ای از این شهر مکانی وجود دارد که ارامنه در آن برای همیشه به خواب رفته‌اند.

 

اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در email

خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از آخرین اطلاعات منتشر شده در سایت آگاه شوید

دیگر خبرها

اخبار

نامه محمد شریفی‌مقدم از زندان خطاب به ناشران: برایمان کتاب بفرستید

«محمد شریفی‌مقدم»، فعال دانشجویی و از دراویش گنابادی که در زندان «تهران بزرگ» یا همان «فشافویه» زندانی است، در نامه‌ای که در اختیار ایران‌وایر قرار گرفته از ناشران و مترجمان خواسته است که برای زندانیان کتاب ارسال کنند.

محمد شریفی‌مقدم پس از وقایع «گلستان هفتم» و در اسفند ۹۶ بازداشت و به اتهام‌هایی مانند «تبلیغ علیه نظام» و «اقدام علیه امنیت ملی» به ۱۲ سال حبس محکوم شد. او در این نامه ضمن تشریح وضعیت زندان فشافویه که نقض حقوق بشر در آن جاری است، از ناشران و مترجمان خواسته است با توجه به محدودیت زندان در ارائه کتاب به زندانیان، گامی مثبت در این مسیر بردارند.

اخبار

بچه‌های تهران؛ کودکان یهودی که به ایران‌ پناه آوردند

فیلم «بچه‌های تهران» داستان آوارگان یهودی عمدتا لهستانی است که در جریان جنگ جهانی دوم از شوروی به ایران انتقال یافتند و در تهران ساکن شدند. این فیلم بر اساس کتابی به نام «بچه‌های تهران» نوشته «میخال دِکِل» ساخته شده است و ماجرای پدر نویسنده را که یکی از «بچه‌های تهران» بود توضیح می‌دهد.

درباره ما

در این وبسایت اطلاعات مربوط به ادیان و مذاهب ایران گردآوری شده ودر درسترس شما قرار دارد. با مراجعه به فهرست و گزینه‌های سایت، به این اطلاعات دسترسی پیدا خواهید کرد. 

© Copyright Off-Centre Productions 2021