با یک اقلیت رو به انقراض در ایران آشنا شوید؛ ذکری‌ها

مریم دهکردی- اقلیت ذکری‌ در سیستان و بلوچستان ایران به دلایل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ناشی از سرکوب‌های رسمی و غیررسمی، به صورت پنهان زندگی می‌کنند. بسیاری از آن‌ها طی سال‌های گذشته مجبور به مهاجرت به پاکستان شده‌اند. این گزارش در گفت‌وگو با فردی تهیه شده است که خانواده او تا دهه ۱۳۶۰ شمسی به این آیین باورمند بودند و برای مسلمان‌ شدن تحت فشار قرار گرفتند.
***

خود را «مراد» معرفی می‌کند. در چند ویدیویی که برای من فرستاده است، عده‌ای مرد با لباس‌های سنتی اغلب سفید و سربندهای رنگی، بازو در بازوی هم در فضایی مربع شکل و روباز که به نظر پرستشگاه می‌آید، حلقه زده‌اند و اورادی را به صدای بلند و آهنگین می‌خوانند و به ردیف و منظم طواف می‌کنند. پیرمردی در میانه جمعیت ایستاده و میدان‌دار است. کارهایی که انجام می‌دهند، به مراسم چلاب و عزاداری‌های محرم در برخی نواحی جنوب ایران از جمله بوشهر و خوزستان شباهت دارد.

 

اینجا «کوه مراد» در نزدیکی «مکران» پاکستان است. عبادتگاه و محل گردهمایی اقلیت ذکری که در بلوچستانِ پاکستان، آشکارا و در بلوچستانِ ایران، پنهانی زندگی می‌کنند.

مراد که از نوادگان ذکری‌های بلوچستان ایران است، در گفت‌وگو با ایران‌وایر می‌گوید: «ذکری‌ها اغلب در مناطق سرباز و تربت نصـیرخانی در بلوچستان ایران متمرکز بودند. تا سال ۱۳۵۵ هجری شمسی هم خیلی از افراد باورمند به این آیین در این منطقه زندگی می‌کردند؛ اما بعد از آن به خاطر فشارهایی که هم از طرف مسلمانان اهل سنت و هم حکومت مرکزی شیعه به آن‌ها وارد می‌شد، مهاجرت کردند و بعضی‌ها هم مثل پدر من ترجیح دادند، مسلمان شوند.»

دلایل تغییر و دگرگونی در سنن و آداب دینی ایران را می‌‌توان در تحولات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و همین‌طور مطالعه الگوهای مهاجرت بررسی کرد. همزیستی اقلیت‌های غیرمسلمان با اکثریت مسلمان شیعه، به‌خصوص در شهرهای کوچک که هم تحت تبعیض و اعمال قوانین سختگیرانه و نگاه عموما امنیتی حکومت مرکزی قرار دارند و هم به دلایل فرهنگی از سوی اکثریت غالب آن منطقه مورد تبعیض واقع می‌شوند، تاثیر زیادی بر دگرگونی آداب و سنت‌های اقلیت‌های غیرمسلمان داشته است.

مهاجرت اقلیت‌ها در چند دهه اخیر به دلایل مختلف رخ داده که یکی از ساده‌ترین آن‌ها ناتوانی در انجام مراسم و آیین‌های دینی است.

مراد، شهروند ذکری‌‌زاده‌ای که با ایران‌وایر گفت‌وگو کرده است، می‌گوید: «شخص من هیچ خاطره‌ای از آیین‌ها و سنت‌هایمان ندارم؛ چون قبل از به دنیا آمدن من بساط این مذهب تقریبا برچیده شد و کسی علنا نمی‌توانست به آن پایبند باشد؛ پدر و عموی من که هم در دهه شصت از این مذهب دست کشیدند و مسلمان شدند.»

 

خاستگاه مذهب ذکری

باورهای اقلیت ذکری ترکیبی از اعتقادات متصوفه، طریقت اسماعیلیه، مهدویت تشیع و آداب و سنت‌های محلی است. از سده شانزدهم میلادی در نواحی بلوچستان و پاکستان پدیدار شدند. بنیان‌گذار آیین ذکری را فردی به نام «مهدی اتکی» می‌دانند. اتک ناحیه‌ای در پنجاب پاکستان است.

مراد درباره محمد اتکی که بسیار مورد احترام اقلیت ذکری است، می‌گوید: «برخی از ذکری‌ها در روایت‌هایی شخصی سید محمد را به عنوان موسس این آیین می‌شناسند. بر این باورند که پدر سید محمد از سمرقند به هند مهاجرت کرد و با دختری به نام آمنه ازدواج کرد. او در سال ۱۴۹۵میلادی در مکه باور ذکری را علنی کرد و خودش را مهدی موعود نامید. در روایات ذکری‌ها آمده که او بعد از بازگشت به هند پیروان زیادی پیدا کرد؛ اما علمای مسلمان هند با او مخالفت کردند و همین موجب شد از هند مهاجرت کند. ملا محمد اتکی که امروزه به عنوان رهبر ذکری‌ها معرفی شده، یکی از پیروان مخلص سید محمد بوده است.»

به گفته مراد، ملا محمد اتکی در سفر به منطقه سرباز بلوچستان مردم ایران را به این آیین دعوت کرده است: «آن زمان منطقه سرباز بلوچستان توسط بلیده‌ای‌ها و گروه‌های باطنی که باورهای مشترکی با ذکری‌ها داشتند، اداره می‌شد و به همین دلیل با حمایت حکمرانان محلی وقت در بلوچستان ایران، ذکری‌ها روزبه‌روز بیشتر شدند.»

بلیده‌ای‌ها از قبایل عرب ساکن مکران و باطنی‌ها گروهی از پیروان طریقت اسماعیلیه بودند که بر معنای باطنی آیات و احادیث یا احکام دینی تاکید داشتند.

تحقیقات و کتاب‌های منتشر شده درباره ذکری‌ها تایید می‌کند که محمد اتکی با تاویل و توجیه آیات قرآنی، باورهای مسلمانان در مورد مهدی موعود را تقویت کرد و موجب شد با استفاده از نفوذ سادات و باطنیان حضور ذکری‌ها  در این منطقه پررنگ شود. او بعد از این رویداد دوباره به زادگاه خود در پنجاب پاکستان بازگشت.

 

مراد می‌گوید: «علت اینکه امروز ملا محمد اتکی به جای سید محمد به عنوان بزرگ و پیشوای طریقت ذکری شناخته می‌شود هم همین است. او موفق شد، جان تازه‌ای به تفکرات سید محمد بدهد و تغییرات زیادی در این آیین ایجاد کند.»

ذکری‌ها رهبران خود را «ملائی» و محل عبادت خود را «ذکرخانه» می‌نامند. ساختمانی مربع شکل بدون محراب و کمابیش شبیه به مساجد مسلمانان.

آن‌ها در عبادت‌های خود اسامی مختلف خدا را به صورت ذکر و آهنگین تکرار می‌کنند. در این طریقت مفاهیم وضو و قبله وجود ندارد. آن‌ها در وقت مناجات و انجام مناسک مذهبی دست و پا و صورت را می‌شویند و لباس آراسته و تمیز به تن می‌کنند و مجازند که در زمان ذکرگویی به هر طرف که مایلند، بایستند.

مراد می‌گوید: «کوه مراد در پاکستان محلی است که ذکری‌ها از همه نقاط دیگر برای برگزاری مراسم سالانه مذهبی به آنجا می‌روند. چیزی شبیه مناسک حج در میان مسلمانان. مام مراد از مریدان مخلص محمد اتکی بود؛ اما بعد از مرگش مدعی شد که خلیفه است. مردم هم به او احترام می‌گذاشتند و کوه مراد را به نام او کردند که نزد این گروه خیلی مقدس و شریف است.»

نام مراسم و عبادت مذهبی ذکری‌ها «چوگان» و کتاب مقدس آنان «البرهان» است. بعد از انجام مناسک چوگان، شرکت‌کنندگان در عبادتگاه با هدف تزکیه نفس معتکف می‌شوند.

ذکری‌ها چه می‌گویند؟

پیروان طریقت ذکری همانند مسلمانان شیعه به مهدویت معتقدند؛ اما بر این باورند که مهدی که پیامبر اسلام درباره‌ او سخن گفته همان سید محمد است. آن‌ها یکتاپرست هستند و به جهان پس از مرگ باور دارند. مهم‌ترین ذکر دینی این اقلیت مذهبی «لااله‌ الاالله، نورپاک، نورمهدی، رسول‌الله» است.

نکته‌ای که همیشه در بررسی اقلیت‌ها و ادیان برای نگارنده مورد توجه بوده، جایگاه زنان در آن طریقت است. مراد در پاسخ به این پرسش که چرا در هیچ‌کدام از ویدیوهایی که از مراسم مذهبی ذکری‌ها ارسال کرده هیچ زنی دیده نمی‌شود، می‌گوید: «با اینکه در این طریقت زنان در تمامی عبادت‌ها شریک دینی مردان بوده‌اند و در گذشته‌های دور در مراسم چوگان حضور پیدا می‌کردند؛ اما در سال‌های اخیر با توجه به تغییر باورهای عرفی و محلی این مراسم مختلط انجام نمی‌شود.»

به گفته مراد در طریقت ذکری مسئله پوشش برای زنان تقریبا شبیه به اسلام است؛ به جز اینکه پوشاندن صورت برای زنان ممنوع است.

مراد که در یک خانواده ذکری به دنیا آمده است، می‌گوید: «در دوران رضاشاه پهلوی درگیری گسترده‌ای در مناطق تربت و سرباز در میان اهل سنت و ذکری‌ها رخ داد و تعداد زیادی از روحانیان و بزرگان ذکری کشته شدند و باقی هم به بلوچستان پاکستان گریختند. در حال حاضر تعداد کمی از پیرمردان و پیرزنان منطقه سرباز ذکری هستند که عموما در انزوا زندگی می‌کنند و از هراس حاکمیت و مسلمانان منطقه هویت دینی خود را پنهان می‌کنند.»

اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در email

خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از آخرین اطلاعات منتشر شده در سایت آگاه شوید

دیگر خبرها

اخبار

زخم‌های کودکی، رنج‌های بزرگسالی؛ اقلیت‌های دینی در مدارس ایران

رنج و محرومیت‌های اقلیت‌های مذهبی پیشینه‌ای به قدمت عمر نظام آموزشی ایران دارد. با آن‌که پیش از انقلاب ۵۷ نیز کودکان اقلیت با ناملایماتی در مدارس روبه‌رو می‌شدند، اما پس از انقلاب به طور سیستماتیک بر خشونت و ظلم علیه این کودکان و نوجوانان افزوده شد. برخی از دانش‌آموزان و دانشجویان اقلیت مذهبی یا باید هویت دینی خود را پنهان کنند و یا با دروغ‌های مصلحت‌آمیز آینده تحصیلی خود را از خطر برهانند. آن‌ها با هم هم‌سرنوشتند و در صورت آشکار کردن باورهای خود خطر محرومیت از درس و دانشگاه یا طرد شدن از سوی جامعه همسالان را به جان می‌خرند.

اخبار

سیل مهاجرت ارامنه ایرانی؛ قصه پر آب چشم

ٰبا چشمانی نمناک و بغضی که هر لحظه ممکن است بترکد، در حال جمع کردن وسایل و بستن چمدان‌هاست. حال و روز خوشی ندارد، اما با این وجود باید حواسش کاملا جمع باشد تا چیزی را از قلم نیندازد، زیرا این سفر مهاجرتی بی‌بازگشت است. مهاجرت از سرزمین آبا و اجدادی با ده‌ها سال خاطره و دلبستگی به خشت خشت خانه‌ای که با جان و دل ساخته شده است، تنها به این دلیل که مسلمان نیست و شهروند درجه دو محسوب می‌شود.

در حالی که آخرین روزهای زندگی در ایران را می‌گذراند و به زودی عازم ارمنستان است، اما هنوز هم از بازگو کردن دلایلی که در نهایت او را مجبور کردند به این مهاجرت اجباری تن دهد، بیمناک است، به همین دلیل از نام مستعار «آیدین» برای معرفی خودش استفاده می‌کند.

درباره ما

در این وبسایت اطلاعات مربوط به ادیان و مذاهب ایران گردآوری شده ودر درسترس شما قرار دارد. با مراجعه به فهرست و گزینه‌های سایت، به این اطلاعات دسترسی پیدا خواهید کرد. 

© Copyright Off-Centre Productions 2021